This is the HTML version of homepagebook Page 1
To view this content in Flash, you must have version 8 or greater and Javascript must be enabled. To download the last Flash player click here

پیشخوان ها

 


دیدار و گفتگو با "افسانه شعبان نژاد" در کتابفروشی آموت

در تاریخ 13 آبان 1398 کتابفروشی آموت، میزبان "افسانه شعبان نژاد" و بچه‌های اهل کتاب بود. متن زیر، گزارش صمیمانه‌ی کتابفروشی آموت از این دیدار است.

عادت داریم وقتی یکی از نویسنده‌ها به دیدار مخاطبان‌شان می‌آیند به احترام قدم‌شان، پاقدمی بهشون تقدیم کنیم. این‌طور هم نبوده که کسی مجبورمان کرده باشد، همیشه عشقی بوده و دلی. از همان دفعه‌ی اول که مصطفی رحماندوست آمد تا دفعه‌ای که فرهاد حسن زاده قدم‌رنجه کرد تا امروز که افسانه شعبان نژاد اینجا را به حضورش رنگی کرد. همیشه یه چیزی از اینجا بهشون می‌دهیم به یادگار....

 

امروز قبل از آمدن مهمان امروزمان،‌ جیمان‌جان گفت «پته کرمانی بگذارم و جوراب میلکی و تعدادی کتاب؟»

خندیدم و گفتم «مهمان‌مان کرمانی است. بهش پته می‌دهی؟ می‌خواهی دست‌مان بیندازند که زیره به کرمان می‌بری؟»

گفت «اتفاقا بیشتر خوش‌اش خواهد آمد.»

گذاشتیم اما تاکید کردم «جوراب‌های زن‌عمو نیره را حتما و حتما بگذار!»

و چه می‌دانستم افسانه‌ی شعبان‌نژاد می‌آید و افسانه‌ی کلاغ‌ها را می‌گوید و درخت‌های تنومند و باستانی شهداد کرمان و بعد از بی‌بی‌نیره‌ای نام می‌برد که هفته‌ای یک‌بار خانم افسانه‌ کوچولو و برادرش می‌رفتند پیش‌اش تا او قصه بگوید و این‌ها یک هفته‌ی تمام در خیال زندگی کنند و خانه بسازند و ابر و باد و هوای بارانی تا کی هفته تمام بشود و بی‌بی‌نیره،‌ برای‌شان قصه ببارد.

کلمه‌ی نیره از نیر و نور و از روشنایی ریشه گرفته و همین هم هست که همه جا را با خودش روشن می‌کند؛ چه وقتی نام زنی در روستای دورافتاده و تاریخی میلک در الموت باشد یا بی‌بی‌ای در شهداد کرمان. هر جا باشد با خودش مهربانی و قصه دارد.

خانم افسانه شعبان‌نژاد امروز بیش از قصه و شعر، از کسانی گفت که بهشون بدهکار است. ازشون درس گرفته و امروز از تک‌تک‌شان تشکر و قدردانی کرد.

اول از همه از پدرش که شمع نذر می‌کرده و هی شعر از بر می‌کرده تا حافظ بشود و از مادری که برای افسانه‌ی زندگی‌اش شعر می‌خوانده تا معلمی چون مصطفی رحماندوست که با خواندن اولین شعرهای این دخترک سبزه‌روی کرمانی، نوید داده شاعر بزرگی می‌شوی و شاعر در عین بزرگی، هنوزاهنوز کتاب‌هایش را قبل از این که منتشر بشوند، به استاد می‌دهد تا اجازه بگیرد برای انتشار.

 خانم شعبان‌نژاد بی‌ریاست چون کلمه‌هایی که می‌گوید و می‌سراید. و به قول خودش دوست دارد کودکی‌اش را گم نکند که آدمی در کودکی‌اش گاهی با یک آدامس، شادترین آدم دنیا می‌شود.

آدم بزرگ‌ها هم می‌توانند افسانه‌ی شادی‌ها را دوباره بسرایند؟

 

تصاویر مربوط به این خبر را میتوانید در قسمت "با بچه ها"ی همین سایت مشاهده کنید.

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0 / 300 محدودیت حروف
متن شما باید بین 10 تا 300 حرف باشد
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.

آخرین اخبار

دیدار و گفتگو با "افسانه شعبان نژاد" در کتابفروشی آموت

در تاریخ 13 آبان 1398 کتابفروشی آموت، میزبان "افسانه شعبان نژاد" و بچه‌های اهل کتاب...

معرفی کتاب «یک شعر بی طاقت» کانون در تقویم کتاب‌خانه مونیخ

کتاب‌خانه‌ بین‌المللی مونیخ آلمان در تقویم سالانه‌ خود کتاب «یک شعر بی طاقت» سروده‌ "افسانه...

برگزاری کارگاه داستان‌نویسی

چندی پیش، کارگاه داستان‌نویسی کودک و نوجوان با عنوان ارنگ ارنگ، بگو چه رنگ با...

افتتاح کانون فرهنگی تربیتی افسانه شعبان نژاد

کانون فرهنگی تربیتی افسانه شعبان نژاد در زادگاه این شاعر، با حضور ایشان افتتاح شد....

"نخودی نرو تو دیگ آش"

"نخودی نرو تو دیگ آش"، ماجرای دانه‌ی نخودی است که بعد از بیرون آمدن از...

"من این طرف، تو اون طرف"

"انتشارات لوپه‌تو" مجموعه‌ی 4جلدی "بازی، شعر، نمایش1" را برای خردسالان به چاپ رسانده است. کتاب ...

تازه های نشر

نخودی نرو تو دیگ آش

نخودی نرو تو دیگ آش

انتشارات : لوپه تو - چاپ اول : 1398

من این طرف، تو اون طرف

من این طرف، تو اون طرف

انتشارات : لوپه تو - چاپ اول : 1398

بیا، بیا، گردالی جون

بیا، بیا، گردالی جون

انتشارات : لوپه تو - چاپ اول : 1398

با من بیا عروسک

با من بیا عروسک

انتشارات : لوپه تو - چاپ اول : 1398

تو نخندی، من بخندم؟

تو نخندی، من بخندم؟

انتشارات : لوپه تو - چاپ اول : 1397

بشنو و باور نکن

بشنو و باور نکن

انتشارات : لوپه تو - چاپ اول : 1397

مطالب ویژه

آغاز به کار انتشارات "لوپه‌تو"، با مدیر مسئولی افسانه شعبان نژاد

"انتشارات لوپه‌تو" با مدیر مسئولی "افسانه شعبان نژاد"، به عنوان ناشر تخصصی کودک و نوجوان...

انتخاب مجموعه ی "چی مثل چیه؟" در بخش داوری آداب و مهارت های زندگی "پانزدهمین جشنواره ی کتاب رشد"

مجموعه ی "چی مثل چیه؟" ترجمه ی "افسانه شعبان نژاد" که سال گذشته توسط انتشارات...

مجموعه ی 9 جلدی "کی بود،کی بود؟" برگزیده ی بخش شعر خردسال جشنواره کتاب برتر

عنوان کتاب برگزیده ی بخش شعر خردسال، در نهمین دوره جشنواره ی کتاب برتر کودک...

انتشارات "لوپه‌تو" مجموعه‌ی "رفتم به باغ" را روانه‌ی بازار نشر کرد.

مجموعه‌ی نُه جلدی "رفتم به باغ" به تازگی توسط "انتشارات لوپه‌تو" به چاپ رسیده است....

"افسانه شعبان نژاد" رتبه‌ی نخست بیشترین عنوان کتاب شعر، در طول یک سال اخیر را به خود اختصاص داد.

گزارش گروه بررسی آثار شعر در سال 96-97: دومین گروه ارائه دهنده گزارش در روز...

تماس با ما

بالا